امتیس
داره یه سریال نشون می ده: مرد بعد دعوا برای اینکه از دل خانومش در بیاره با مهربونی می پرسه عزیزم حالا شام چی داریم. یاد اون ایمیل افتادم که مرده تو تمام لحظات می پرسه شام چی دارم . شام چی شد . و.... وای من معتاد این سریال زنان سرسخت شدم. البته نا گفته نماند که آخر هفته باز لاست آغاز میشود منم بی جنبه روزگار جالبی دارم خدا را شکر من عاشق اینم که زمستون بشه و هوا سرد بعد برم جیگرکی احمد آباد و جیگر بخورم. آی حال می ده آی حال میده. اما هوا سرد نیست پی نوشت : داره برف میاد مثلا دیشب خواب دیدم بازم دانشجوی ترم آخرم و یه عالم درس ریاضی برداشتم و سر هیچ کدوم از کلاسام هم نرفتم و همش سر کار بودم. حالا اخر ترم شده و من موندم با یه عالم درس و استاد های که نمی شناسم و درسایی که حتی یادم نمیاد اینا برداشتم. وای خدا پر از استرس شده بودم مدام دنبال یکی بودم که بهم کمک کنه و همش به خودم فحش میدادم چرا این ترم آخری این جوری کردم چرا سر کلاسا نرفتم و... اما وقتی از خواب بیدار میشم و می بینم اینا همش خواب بوده یه عالم خوشحال میشم و از اون همه استرسی که کشیدم رها میشم و این ماجرا خواب ها من هم چنان ادامه داره فکر کنم. دوست دارم بافتنی کنم. در واقع یه سرگرمی جدید ایجاد کنم تا زمانی که هیچ کنم از اینا دم دستم نباشه حداقل یه کار برای انجام دادن داشته باشم. نمی دونم. ما ها با ادما هایی که با اونا حرف می زنم از امیدامون دردامون نیازامون دل تنگی هامون میگم وابسته میشیم. وقتی این ادما نیستن به هر مدلی , من دچار یه حس بدی میشم که می خوام از اون حس فرار کنم . دلم می خواد بافتنی کنم. خدايا به حق اين شب هميشه سالم نگه ش دار و نذار خنده از لباش محو بشه. آمين
.) خوب البته حق داره البته این یکی رو یادم نبود تا این که امروز همکاران عزیز گفتن و هی شیرینی سالگرد می خواستن. حالا یکی نیست یکی بگه آخه ادم برای کارش هم سالگرد میگیره
.
باز میشینم نگاه می کنم.
هر کسی یه جوریه خووو![]()
| Design By : Night Skin |

